X
تبلیغات
××××××××جوکو اس.ام.اس بازار××××××××××××

××××××××جوکو اس.ام.اس بازار××××××××××××

اس.ام.اس بازار

سلام دوباره اومدم

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 15:18  توسط hamid  | 

نظر ندیدا!!!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 11:24  توسط hamid  | 

رو شكستي ولي من بيشتر از قبل دوستت دارم ميدوني چرا ؟؟؟ چون حالا هر تيكه از قلبم تورو جداگونه دوست داره

دخنرا خيلي موجودات عجيبي هستن : اگه بهشون محل نذاري ميگن سردي اگه بذاري مرد نيستي ، اگه به حرفش گوش كني زن ذليلي اگه گوش نكني خود خواهي ، اگه بوسش نكني خائني اگه بوسش كني ميگن داري سوء استفاده ميكني ، اگه به يه دختر ديگه نگاه كني چشم چروني ولي اگه اون به پسر نگاه كنه قصدي نداره ، اگه تو دير كني بد قولي ولي اگه اون دير كنه بهت ميگه زنها رو نمي شناسي اينجوري شيرين تر ميشن

کنسرت بزرگ هايده و مهستي 30 ژوئن در تالار بزرگ بهشت سيتي برگزار خواهد شد. از مردگان عزيز دعوت ميشود هرچه سريعتر به مراکز فروش مراجعه نمايند

همه ی پسرا دوست دارند یه دختر گيرشون بياد که مثل اسب نجيب باشه مثل سگ وفادار باشه ومثل گوسفند سر به زير باشه اما بيشتر پسرا به آرزوشون می رسن و دختری گيرشون مياد که مثل اسب جفتک ميندازه مثل سگ پاچه می گيره ومثل گوسفند نمی فهمه

بیادت باشه دنباله ۳ چیز ندویی : 1ـ اتوبوس ۲ ـ مترو ۳ ـ دختر . حالا چرا؟ چون هر کدومشون برن۱۰ دقیقه بعد یکی دیگه میاد

خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي اما وقتي که بهار شد يه جوري ازش جدا شي خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه بعد اون بگه که هرگز نميخواد تو رو ببينه
علت مصرف زياد کاربران اينترنت ... مخابرات ايران اعلام کرد از شنبه اينترنت سهميه بندي مي شود!!! به کاربران روزي 1 ساعت اينترنت داده مي شود!!!

دیروز با یک دسته گل امده بود به دیدنم با یک نگاه مهربون همون نگاهی که سالها ارزو شو داشتم و از من دریغ می کیرد گریه کرد و گفت دلش برام تنگ شده ولی من فقط نگاهش کردم .. وقتی رفت سنگ قبرم از اشکش خیس شده بود



زندگي اجبار است ... مرگ انتظار است ... عشق یک بار است ... فكر تو تكرار است ... جدایی دشوار است




اداره کل مخابرات کشور به هموطنان لر برای هزارمین بار هشدار داد که با کارت هوشمند سوخت نمیتوان به جایی زنگ زد




مهريه جديد: 1386 ليتر بنزين سوپر

20 . . . . . . . . . . . . 19 . . . . . . . . . . . . 18 . . . . . . . . . . . . 17 . . . . . . . . . . . . 16 . . . . . . . . . . . . 15 . . . . . . . . . . . . 14 . . . . . . . . . . . . 13 . . . . . . . . . . . . 12 . . . . . . . . . . . . 11 . . . . . . . . . . . . 10 . . . . . . . . . . . . 9 . . . . . . . . . . . . 8 . . . . . . . . . . . . 7 . . . . . . . . . . . . 6 . . . . . . . . . . . . 5 . . . . . . . . . . . . 4 . . . . . . . . . . . . 3 . . . . . . . . . . . . 2 . . . . . . . . . . . . 1 . . . . . . . . . . . . دينگ دينگ، طبقه همكف!




فيلمهاي در حال اکران : به خاطر 1 ليتر بـــــنزيـــن - من ترانه 1000 ليتر بـــــنزيـــن دارم - رستگاري قبل از ساعت 12 امشب - رايحه خوش بـــــنزيـــن - ب مثل بـــــنزيـــن - علي بـــــنزيـــنی - بـــــنزيـــنی ها - بازي بـــــنزيـــن - مرد بـــــنزيـــنی - پسر بـــــنزيـــن فروش - دو کارت با يک بـــــنزيـــن - بـــــنزيـــن فصل - مي خواهم بـــــنزيـــن بزنم! - ديشب بـــــنزيـــن زدم آيدا - سفر به پمپ بـــــنزيـــن - بازگشت بـــــنزيـــن - از ميدون تا پمپ بـــــنزيـــن - دزدان بـــــنزيـــن - سالهاي سهميه بندي




زندگي قصه مرد يخ فروشي است که از او پرسيدند : فروختي ؟ گفت : نخريدند تمام شد




وقتي که من عاشق شدم .... شيطان به نامم سجده کرد ..... ادم زميني تر شد و عالم به ادم سجده کرد ............... من بودم و چشمان تو .... نه آتشي و نه گلي ..... چيزي نميدانم از اين ديوانگي و عاشقي



از خدا پرسيدم چي دوست داري ؟ گفت : سخاوت . ديوانه گفت: حماقت . غم گفت: ملامت . کوه گفت: صلابت . معشوق گفت : نگاهت . فداي تو که گفتي : رفاقت

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 3:18  توسط hamid  | 

 چنين گفت زردشت:....عاشق عاشقي باش و دوست داشتن را دوست بدار ، از تنفر متنفر باش ، به مهرباني مهر بورز با آشتي آشتي کن و از جدايي جدا باش

مرسی از نطرات سازندتون!!! بابا یه کمی نظر بدید!!!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 16:58  توسط hamid  | 

جدید

 گرگه بعد از کلی جستجو آی دی شنگول منگول رو گیر میاره، بعد از کلی چت کردن باهاشون قرار می ذاره. وقتی می ره سر قرار می بینه چوپان دروغ گو اومده

): ارتباط برخي ترانه ها با مباحث شرعي: خوشگلا بايد برقصن...(امر به معروف)/// اي قشنگتر از پريا – تنها تو کوچه نريا...(نهي از منکر)///اي خانوم کجا کجا؟ (صيغه فضولي)/// دلم فقط تو رو مي خواد(تارک الدنيا)/// بابا تو ديگه کي هستي دسته شيطونو بستي...(ذنوب الشياطين)///يه ماچ دادو دمش گرم ...(اکرام ايتام)///نمره بيست کلاسو نميخوام (ايثار)///منو تهديد ميکني که يه روز از پيشم ميري (کظم غيض)///تو محشري از همه سري (ذکر) التماس دعا

 اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه

نفرین جدید: الهی سهمیه بنزٍینت نصف بشه!

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 23:37  توسط hamid  | 

مادر بابا مادددددددددددددددددر

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 21:23  توسط hamid  | 

مبارک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

روز مادز  و روز زن به همگیتون مبارک!!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 21:20  توسط hamid  | 

سلام به همگی ببخشید چند وقت آپ نرده بودم چون دنبال یه قالب خوب بودم حالا پیداش کرم خوبه نههههههه!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

در ضون میتونید مشخصات سیستمتوونو آخر صفحه ببینید!!!!!!!!!

*************************نظرررررررررررر بدیییییییییید بابا!!!!!!!!!!********************

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 12:32  توسط hamid  | 

+18

+۱۸

تصویر زن

در ســــــــر در کاروانســـــــــرایی×××××تصویر زنی به گــــــــــــچ کشیدند
ارباب عمایم این خـــــــــــــــــبر را×××××از مــــــــــــــخبر صادقی شنیدند
گفتند که واشریعتا، خـــــــــــــلق×××××روی زن بی نــــــــــــــــقاب دیدند
آسیمه سر از درون مسجــــــــــد×××××تا سردر آن ســــــــــــــــرا دویدند
ایمان و امان به ســـــــــرعت برق×××××میرفت، که مـــــــــومنین رسیدند
این آب آورد، آن یکی خــــــــــــاک×××××یک پیچه گل بر او بـــــــــــــــریدند
نامــــــــــــــوس به باد رفته یی را×××××با یــک دو ســه مشت گل خریدند
چون شرع نبی از این خطر جست×××××رفتند و به خــــــــــــــــانه آرمیدند
غفلت شده بود و خـــلق وحشی×××××چون شیــــــــر درنده می جهیدند
بی پیچه زن گـشــــــــــــاده رو را×××××پاچین عـــــــــــــــفاف می دریدند
لب های قـــــشنگ خوشگلش را×××××مانند نبات می مــــــــــــــــکیدند
بالجمله تـــــــــــــمام مردم شهر×××××در بحر گـــــــــــــــــناه می تپیدند
درهای بــــــــهشت بسته میشد×××××مـــــــــــردم همه می جهنمیدند
می گشت قیامـــــــــــت آشکارا ×××××یک باره به صـــــــــور می دمیدند
طیر از وکـــــــرات و وحش از جحر×××××انجم ز ســــــــــــپهر می رمیدند
این است که پیش خالق و خـــلق×××××طلاب عــــــــــــــلوم رو سفیدند
با این علما هنوز مـــــــــــــــردم×××××از رونق مـــــــــــــــــلک نا امیدند

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 0:55  توسط hamid  | 

+18+18+18+18+18+18+18+18!!!!!!!!!!!

+۱۸

حـیــــــــــــــلـه


دیشب دو نفر از رفقا آمده بودند
در محضر من ساخته بر ماحضر از من

همراه یکیشان پسری بود که گفتی
چشمانش طلب می کند ارث پدر از من

از در نرسیده به همان نظره اول
دین و دل و دانش بربود آن پسر از من

گفتم که خدایا ز من این قوم چه خواهند
ثابت طلبی دارند اینان مگر از من

ناخوانده و خوانده چو بلا بر سرم آیند
دارند تمنا همه بی حد و مر از من

نرد آمد و مشغول شدند آن دو ولی من
در حیله که خوشدل شود این یکنفر از من

گفتم تو هم ای مغبچه بی مشغله منشین
کابینه قلبت نپذیرد کدر از من

پیش آی و بزن با من دلباخته پاسور
شاید که یکی سور بری معتبر از من

گفتا که سر سور زدن کار جفنگیست
ضایع چه کنی وقت خوشی بی ثمر از من

گفتم سر هرچ آنکه تو گویی و تو خواهی
پیش آی و ورق ده که کلاه از تو سر از من

گر من ببرم از تو دو جوراب ستانم
بستان تو یکی قوطی سیگار زر از من

زیبا پسر این شرط چو بشنید پسندید
زیرا که همه سود از او بد ضرر از من

خادم شد و یک دسته ورق داد و کشیدیم
شد چار ورق از وی و چار دگر از من

پشت سر هر یک ورقی یک عرقش داد
خادم که در این فن بود استادتر از من

پیمود بد انسان که زمانی نشده بیش
من بدتر ازو مست شدم او بتر از من

او جر زد و من جر زدم آنقدر که آخر
شام آمد و کوتاه شد این جور و جر از من

خوردند همه جز من و جز من همه خفتند
کو برده بد از اول شب خواب و خور از من

پاسی چو ز شب رفت ز جا جستم و دیدم
خوابند حریفان همگی بی خبر از من

آهسته به سر پنجه شدم زیر لحافش
افتاده از این حال نفس در شمر از من

وا کردم از او تکمه شلوار و عیان شد
کونی که نهان بود چو قرص قمر از من

تر کردمش آن موضع مخصوص بخوبی
آری که فراوان زده سر این هنر از من

هشتم سر گرم ذکرم بر در نرمش
آهسته در او رفت دو ثلث ذکر از من

دیدم که بر افتاد نفیرش ز تکاپو
گویی که رسیدست دلش را خبر از من

وقت است که در غلتد و باطل شودم کار
کاری که نخواهد شد حاصل دگر از من

چسبیدمش آنگونه که هرگز نتوانست
کردنش تبر دار جدا با تبر از من

تا خایه فرو بردم و گفت آخ که مردم
گویی بدلش رفت فرو نیشتر از من

چون صعوه افتاده به سر پنجه شاهین
درمانده به زیر اندر بی بال و پر از من

گفت این چه بساطست ولم کن پدرم سوخت
برخیز و برو پرده عصمت مدر از من

من اهل چنین کار نبودم که تو کردی
خود را بکشم گر نکشی زودتر از من

در خواب نمی دید کسی تر کندم در
غیر از تو که تر کردی در خواب در از من


با همچو منی همچو فنی؟ گفتمش آرام
حق داری اگر پاره نمایی جگر از من

یک لحظه مکن داد که رسوا نکنیمان
بشنو که چه شد تا که زد این کار سر از من

شیطان لعین وسوسه ام کرد والا
کس هیچ ندیدست خطا این قدر از من

تا رفت بگوید چه، دهانش بگرفتم
گفتم صنما محض خدا در گذر از من

قربان تو ای درد و بلای تو به جانم
عفوم کن و آزرده مشو این سفر از من

گر بار دگر همچو خلافی بتو کردم
برخیز و بزن مشت و بسوزان پدر از من

کاریست گذشتست و سبوییست شکستست
بیخود مبر این آب رخ مختصر از من

حالاست که یاران دگر سر بدر آرند
ناچار تو شرمنده شوی بیشتر ازمن

مستیم و خرابیم و کسی شاهد ما نیست
بگذار بجنبد کفل از تو کمر از من

یک لحظه تو این جوش مزن حوصله پیش آر
هم دفع شر از خود کن و هم دفع شر از من

دانی که تو گر بیش کنی همهمه و قال
بد نام کنی خود را قطع نظر از من

زیبا پسر از خشم در اندیشه فرو رفت
وامانده از این حال به پوک و مگر از من

گفتا بخدا نیست بد اخلاق تر از تو
گفتم بخدا نیست خوش اخلاق تر از من

گفتا ده بده قوطی سیگار طلا را
گفتم تو نرو تا نستانی سحر از من

بگذار که بی همهمه فارغ شوم از کار
چون صبح شود هر چه بخواهی ببر از من

شد صبح و برآورد سر آن سیمبر از خواب
در بستر من دید که نبود اثر از من

با خادم من گفت که مخدوم تو پس کو
او داد جوابش که ندارد خبر از من

پژمرد و در اندیشه فرو رفت و به خود گفت
دیدی که چه تر کرد در این بدگهر از من
اینم از شعر:
انتقاد از حجاب

نقاب دارد و دل را به جلوه آب کند××××نعوذبالله اگر جلوه بی نقاب کند
فقیه شهر به رفع حجاب مایل نیست×××چرا که هر چه کند حیله در حجاب کند
چو نیست ظاهر قرآن به وفق خواهش او×××رود به باطن و تفسیر ناصواب کند
از و دلیل نباید سؤال کرد که گرگ××××به هر دلیل که شد بره را مجاب کند
کس این معما پرسید و من ندانستم××××هر آنکه حل کند آن را به من ثواب کند
به غیر از ملت ایران کدام جانور است××××که جفت خود را نادیده انتخاب کند ؟
کجاست همت یک هیأتی زپردگیان××××××که مرد وار ز رخ پرده را جواب کند
نقاب بر رخ زن سد باب معرفت است×××××کجاست دست حقیقت که فتح باب کند
بلی نقاب بود کاین گروه مفتی را×××××××به نصف مردم ما مالک الرقاب کند
به زهد گربه شبیهست زهد حضرت شیخ×××××نه بلکه گر به تشبه به آن جناب کند
اگر ز آب کمی دست گربه تر گردد××××××بسی تکاند و بر خشکیش شتاب کند
به احتیاط ز خود دست تر بگیرد دور××××××چو شیخ شهر ز آلایش اجتناب کند
کسی که غافل ازین جنس بود پندارد×××××که آب پنجه ی هر گربه را عذاب کند
ولی چو چشم حریصش فتد به ماهی حوض××××ز سینه تا دم خود را درون آب کند
ز من مترس که خانم ترا خطاب کنم×××××ازو بترس که همشیره ات خطاب کند
به حیرتم ز که اسرار هیپنوتیسم آموخت××××بگو بتازد و آن خانه را خراب کند
زنان مکه همه بی نقاب می گردند×××××اگر چه طالب آن جهد بی حساب کند
به دست کس نرسد قرص ماه در دل آب×××××بهل که شیخ دغا عوعو کلاب کند
به اعتدال ازین پرده مان رهایی نیست×××××مگر مساعدتی دست انقلاب کند
ز هم بدرد این ابرهای تیره ی شب×××××× وثاق و کوچه پر از ماه و آفتاب کند

در هجو شیخ فضل الله نوری

حجة الاسلام کتک می زند×××××دبر سر و مغزت دگنک می زن

گر نرسد بر دگنک دست او×××××دست به نعلین و چسک می زند

این دو سه گر هیچ کدامش نشد××××با حنک و تحت حنک می زند

تا نشوی پاره خبردار باش×××××گاه حنک را به هتک می زند

گر کومکت رستم دستان بود××××× هم به تو و هم به کومک می زند

ور بکند پا بمیانی فلک××××××چوب به پاهای فلک می زند

چک زن سختی بود این پهلوان××××ملتفتش باش که چک می زند

دستش اگر بر فلکی ها رسد×××××گوز یکایک به الک می زند

ور الک تنها کافی نشد××××× هم به الک هم به دولک می زند

گویند آقا همه شب زیر جل×××××از تو چه پوشیده کمک می زند

چون ببرد دست به سیخ کباب×××××بر جگر ریش نمک می زند

نرمک نرمک به سر انگشت خویش×××دیم دددک دیم دددک می زند

مختصرا هر شبی در جوف پارک××××××یارو به صد جور کلک می زند

حالا در حضرت عبدالعظیم×××××××شیخ در دوز و کلک می زند

ان شاء الله دو روز دگر××××××خیمه از آن جا به درک می زند

منعش اگر کس نکند بی ریا×××× دست تصرف به فدک می زند

وان جگر نازکش از بهر پول×××××روزی صد مرتبه الک می زند

مجلس شوراست که با دست حق××××سیم بدان را به محک می زند

هر جا خواهی به سلامت برو×××××× ملت الله معک می زند

قافیه هر چند غلط شد ولی××××شیخ ز بیکاری به سگ می زند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 0:53  توسط hamid  |